نمیدونم چرا ولی امشب دلم گرفته بود دلم میخاست سرمو بذارم رو پات به یه گوشه خیره شم بینمون سکوت باشه و سکوت از این شبای تنهایی زیاد داشتم شبای دلگیر یه دل پراز بغض یه جاده بی پایان سرمای زمستون پای پیاده تنهای تنها هندزفریامو بزنم گوشمو فقط پاشایی بخونه...
برچسب:
نویسنده: مینا نیکفر
برچسب:
نویسنده: مینا نیکفر
برچسب:
نویسنده: مینا نیکفر
برچسب:
نویسنده: مینا نیکفر
یادمه اون روز تو ترمینال زیاد گریه کردم...
برچسب:
نویسنده: مینا نیکفر
برچسب:
نویسنده: مینا نیکفر
برچسب:
نویسنده: مینا نیکفر
امشب به حدی حالم بد بود ک خطمو کلا از دسترس درآوردم نه حس هیچی نیست نمیخام هیچی و هیچکس باشه الان فکرم خیلی تشویش داره پر از اضطراب و دلشوره و ناراحتیم.
موندم اگه خدا قرص فشار خونو ضداسترس نمیساخت چی میشد....
قطعا تا حالا جنازم پودر شده بود...
برچسب:
نویسنده: مینا نیکفر
برچسب:
نویسنده: مینا نیکفر
برچسب:
نویسنده: مینا نیکفر
برچسب:
نویسنده: مینا نیکفر
برچسب:
نویسنده: مینا نیکفر
برچسب:
نویسنده: مینا نیکفر