دوستانه

متن مرتبط با «فریدون مشیری» در سایت دوستانه نوشته شده است

فریدون مشیری

  • نیلوبلاگ

    « فریدون » این تویی؟ یا نقش دیوار، نه رنگ است این که بر رخسار داری ز سیمای غم انگیز تو پیداست، که در سینه دلی بیمار داری خطوط دفتر پیشانی تو، حکایت گوی روحی دردمند است نگاه گرم و جاندار تو اکنون نگاه آهویی سر در کمند است چرا دیگر در این چشمان خاموش، نمی بینم نشاطی از جوانی؟ نگاه بی فروغ و بی زبانت، نمی خندد به روی زندگانی تو را زان مشت و بازوی توانا؛ چه غیر از استخوان و پوست مانده؟ اگر هم نیمه جانی هست باقی، به عشق و آرزوی دوست مانده مکن پنهان،ز رخسارت هویداست، که شب را تا سحر بیدار بودی تو را عشق این چنین بر باد داده، مگر از زندگانی بیزار بودی؟ هوای دلبری داری و شک نیست، که تیر عشق بر جانت نشسته دل شیدای تو پیوسته با دوست، به عشق دوست از عالم گسسته تو را گر عشق جان تازه بخشید، شرار رنج ها ب...

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    فریدون مشیری | فریدون مشیری ریشه در خاک | فریدون مشیری شعر |