زندان خاک
-
تاریخ: 1395/9/13 ساعت: 13:05
با دل روشن در این ظلمت سرا افتاده ام نور مهتابم که در ویرانه ها افتاده ام سایه پرورد بهشتم از چه گشتم صید خاک ؟ تیره بختی بین کجا بودم کجا افتاده ام جای در بستان سرای عشق میباید مرا عندلیبم از چه در ماتم سرا افتاده ام پایمال مردمم از نارسایی های بخت سبزه ی بی طالعم در زیر پا افتاده ام خار ناچیزم مرا...
سودا زده
-
تاریخ: 1395/9/13 ساعت: 13:05
آن که سودا زده چشم تو بوده است منم و آن که از هر مژه صد چشمه گشوده است منم آن ز ره مانده سرگشته که ناسازی بخت ره به سر منزل وصلش ننموده است منم آن که پیش لب شیرین تو ای چشمه نوش آفرین گفته و دشنام شنوده است منم آن که خواب خوشم از دیده ربوده است تویی و آن که یک بوسه از آن لب نربوده است منم ای که از چ...
نازک اندام
-
تاریخ: 1395/9/13 ساعت: 13:05
ز جام آینه گون پرتو شراب دمید خیال خواب چه داری ؟ که آفتاب دمید درون اشک من افتاد نقش اندامش به خنده گفت : که نیلوفری ز آب دمید ز جامه گشت پدیدار گوی سینه او ستاره ای ز گریبان ماهتاب دمید کشید دانه امید ما سری از خاک که برق خنده زنان از دل سحاب دمید بباد رفت امیدی که داشتم از خلق فریب بود فروغی که ا...
بعضی وقتا
-
تاریخ: 1395/9/13 ساعت: 13:04
یه وقتایی تو زندگی هستن که تو هیچوقت نمیتونی درک کنی مثل دیشب مثل خیلی از شبها که دوست داشتم صداتو بشنوم اما گوشیم شارژ نداشت واز دلتنگی گریه کردم مثل اینکه مادرم مریض،بودو پول دکترشو نداشتم مثله نبودن پول واسه کاشت زمین پدری مثل شرمنده برادر کوچکترت شدن وقتی میدونی پول واسه شهریه دانشگاش نداره مثل ...
این روزها
-
تاریخ: 1395/8/29 ساعت: 10:34
این روزها همه علاقه زیادی به این دارن که حرفشونو ثابت کنن همه میگن دیدی گفتم این دختره آخرش ولت میکنه دیدی گفتم این دختره زن توعه داهاتی بشونیست دیدی گفتم این دختره پولداره چه ربطیش به توعه دربه در این فقط میخوادازسر کنجکاوی چند روزی روبا یه بدبخت باشه ببینه بدبختا چه شکلین.دیدی گفتم این دختره بسازx...
حال من
-
تاریخ: 1395/8/29 ساعت: 10:34
یه دوسه روزی بود به شدت دندون درد گرفته بودم ومثل سگ به خودم میپیچیدم از شانس گنده من همه مطبای دکتر تعطیل بودن یکی گفت یه قطره میخک بریز روش خوب میشه منم چون دنونم زیاد درد میکرد ده تا قطره ریختم جای همه خالی به دندون دردم سر دردو سوزش معده هم اضافه شد تا اینکه پریروز یه چهل تومن ناقابل از یکی قرض ...
همیشه این شعر رو خیلی دوست داشتم
-
تاریخ: 1395/8/29 ساعت: 10:34
قایقی خواهم ساخت، خواهم انداخت به آب. دور خواهم شد از این خاک غریب که در آن هیچ کسی نیست که در بیشهی عشق قهرمانان را بیدار کند. xa0 قایق از تور تهی و دل از آرزوی مروارید، همچنان خواهم راند. نه به آبیها دل خواهم بست نه به دریا – پریانی که سر از آب بدر میآرند و در آن تابش تنهایی ماهیگیران میفشانند فسو...
خیلی خوب گفته.
-
تاریخ: 1395/8/29 ساعت: 10:34
قایقی خواهم ساخت، خواهم انداخت به آب. دور خواهم شد از این خاک غریب که در آن هیچ کسی نیست که در بیشهی عشق قهرمانان را بیدار کند. xa0 قایق از تور تهی و دل از آرزوی مروارید، همچنان خواهم راند. نه به آبیها دل خواهم بست نه به دریا – پریانی که سر از آب بدر میآرند و در آن تابش تنهایی ماهیگیران میفشانند فسو...
پرواز
-
تاریخ: 1395/8/29 ساعت: 10:34
کبوتر بچهای با شوق پرواز بجرئت کرد روزی بال و پر باز پرید از شاخکی بر شاخساری گذشت از بامکی بر جو کناری نمودش بسکه دور آن راه نزدیک شدش گیتی به پیش چشم تاریک ز وحشت سست شد بر جای ناگاه ز رنج خستگی درماند در راه گه از اندیشه بر هر سو نظر کرد گه از تشویش سر در زیر پر کرد نه فکرش با قضا دمساز گشتن نهاش...
همیشه اشعار اعتصامی رو دوست داشتم.مخصوصا اشک یتیمش رو
-
تاریخ: 1395/8/29 ساعت: 10:34
اشک یتیم
-
تاریخ: 1395/8/29 ساعت: 10:34
روزی گذشت پادشهی از گذرگهی فریاد شوق بر سر هر کوی و بام خاست پرسید زان میانه یکی کودک یتیم کاین تابناک چیست که بر تاج پادشاست آن یک جواب داد چه دانیم ما که چیست پیداست آنقدر که متاعی گرانبهاست نزدیک رفت پیرزنی کوژپشت و گفت این اشک دیدهٔ من و خون دل شماست ما را به رخت و چوب شبانی فریفته است این گرگ س...
مادر
-
تاریخ: 1395/8/29 ساعت: 10:34
امروز مادرم مریضه سرماخورده راستش هیچوقت قدر نمیدونی ولی وقتی یه لحظه به نبودش فکر میکنی تازه میفهمی چه شخصیت مهمیه توزندگیت و چقدر نبودنش آزارت میده. بسلامتی همه مادرا. xa0
تقدیم به خدا
-
تاریخ: 1395/8/18 ساعت: 21:00
خدای من ازت ممنونم که بهش سلامتی وعمر دوباره بخشیدی خداجونم خودت میدونی که چقدر واسه سلامتیش خوشحالم ازت ممنونم که دلش روشاد کردی و دوباره لبخن رو به لبهاش مهمون کردی خدایا خودت میدونی چقدر دوسش دارم و برام مهمه میدونی که از خودت هم بیشتر دوسش دارم پس بهش سلامتی زندگی سرشار از عزت عشق خنده و راحتی ع...
بنام آفریننده احساس
-
تاریخ: 1395/8/18 ساعت: 21:00
خدای من گریه هام را در فراغش ببخش من طاقت جدایی ازش رو هیچوقت نداشتم واسه xa0همین بود که من هیچوقت نتونستم باهاش قهر باشم خدای من درد دوریش خیلی بده نشنیدن صداش نبودنش واقعن کشندس اماهمین کهxa0 میدونم این روزا خوشحال و خندون زندگیش پراز عشق و محبته آرومم میکنه خدایا کاری کن این عشق و این خوشحالی تا ...
بسم رب الحسین
-
تاریخ: 1395/8/18 ساعت: 21:00
xa0ﺧﺪﺍﯾﺎ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭﺍﻥ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯾﺶ ﺭﻗﻢ ﺑﺰﻥ ﻭ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺗﻤﺎﻣﯽ ﻟﺤﻈﺎﺕ ﺩﺭﯾﺎﺏ، ﻣﺒﺎﺩﺍ ﺧﺴﺘﻪ ، ﺑﯿﻤﺎﺭ، ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ﻭ ﯾﺎ ﻏﻤﮕﯿﻦ ﺷﻮﺩ. ﺩﻟﺶ ﺭﺍ ﺳﺮﺷﺎﺭ ﺍﺯ ﺷﺎﺩﯼ ﮐﻦ ﻭ ﺁﻧﭽﻪ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺑﻨﺪﮔﺎﻧﺖ ﻋﻄﺎ ﻣﯿﮑﻨﯽ ﺑﻪ ﺍﻭﻧﯿﺰ ﻋﻄﺎ ﮐﻦ .
تقدیم به بیتای عزیزم
-
تاریخ: 1395/8/2 ساعت: 7:40
تو که در فکر منی مرگ مرا سر برسان xa0 انتظار همه را نیز به آخر برسان xa0 xa0 همه پروردهی مهرند و من آزردهی قهر xa0 خیر در کار جهان نیست، تو هم شر برسان xa0 xa0 لاله در باغ تو رویید و شقایق پژمرد xa0 به جگرسوختگان داغ برابر برسان xa0 xa0 مَردم از ماتم من شاد و من از غم خشنود xa0 شادمانم کن و اندوه مک...
تقدیم به بیتای عزیز
-
تاریخ: 1395/7/26 ساعت: 11:46
و تو نامه هایم را بخوانی و جواب آنها را به نشانی همه ی غریبان جهان بفرستی. ای کاش می توانستم تنهاییم را برای تو معنا کنم و از گوشه های افق برایت آواز بخوانم. کاش می توانستم همیشه از تو بنویسم. می ترسم روزی نتوانم بنویسم و دفترهایم خالی بمانند و حرفهای ناگفته ام هرگز به دنیا نیایند. می ترسم نتوانم بن...
تقدیم به بیتاجان
-
تاریخ: 1395/7/18 ساعت: 9:52
بیتاجان فرا رسیدن عزای حسینی روبهت تسلیت میگم.
من.
-
تاریخ: 1395/7/7 ساعت: 4:14
اینجا شده قبرستون منو قلبم شده پراز غم وتوازهیچی خبر نداری بیتای من xa0 توبودی که میگفتی غمامونو باهم میخوریم اشکامونو باهم میریزیم حالا این روزاxa0 xa0 خیلی تنهام حتی توهم نمیتونی درستم کنی عجیب داغونم این روزا xa0 نداشتنت داره آزارم میده داه دیوونم میکنه خیلی کم آوردم بیتاجان. دوستت دارم تاهمیشه ب...
افسوس
-
تاریخ: 1395/6/27 ساعت: 15:46
به مهتاب گفتم ای مهتاب سر راهت به کوی او سلام من رسان و گو تو را من دوست می دارم ولی افسوس چون مهتاب به روی بسترش لغزید یکی ابر سیه آمد که روی ماه تابان را بپوشانید صبا را دیدم و گفتم صبا دستم به دامانت بگو از من به دلدارم تو را من دوست می دارم ولی افسوس و صد افسوس ز ابر تیره برقی جست که قاصد را میا...